شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
419
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
شطرنج . ( * 7 ) - لها طرّة مفتولة فوق . . . : موهاى به هم پيچيدهاى بر پيشانى دارد همچون شبى كه همه چيز را فرامىپوشاند و ( پيشانى او ) مانند صبح است آنگاه كه مىدرخشد . او را چهرهاى است كه اگر درخواست گل سرخ برآورده شود ، مىخواهد كه براى او همانندى باشد . مصراع دوم بيت اول برگرفته از آيه 2 و 1 سوره 92 ( الليل ) است . وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى . ( * 1 / 7 ) - طرح دادن : ( شطرنج ) در كنار نهادن و معزول از عمل كردن حريف قوى يك يا چند سوار خود را ، تا حريف ضعيف با او برابرى تواند كرد . ( بيشتر اين كار را براى تحقير طرف كنند ) . ( دهخدا ) . ( * 2 / 7 ) - خدر : به كسر اول و سكون دوم ، پرده ، چادر ، پردهاى كه براى دختران و زنان در گوشهء خانه زنند . ( دهخدا ) ( * 3 / 7 ) - تفصى : رستن ، رهايى جستن ، رهايى . ( * 4 / 7 ) - اسعاف : برآوردن ، روا كردن ( حاجت و مانند آن ) . ( * 8 ) - شاهنامه كهن نام اين قلعه را " شهر حضر " و فرمانرواى آن را " ساطرون " نامور به " ضيزن " و نام دختر او را " نضيره " ذكر كرده است و چگونگى فتح آن را چنين نوشته است : " نضيره نامهاى به شاپور نوشت و روزنه كوچكى را كه با خشت بسته شده بود به او نشان داد و به شاپور نويد داد كه همان شب نگهبانان دژ را مست كند و گشودن دژ به دست وى و آمدن او را چشم مىدارد . چون پاسى از شب گذشت ، نضيره براى نگهبانان روزنه ، بيش از اندازه خوردنى و باده فرستاد . چو پاسبانان خوردند و نوشيدند و مست شدند ، شاپور با تنى چند از سواران آمد و فرمان داد كه روزنه را با كلنگ بگشايند و هنگامى كه مردم از همه جا ناآگاه بودند به شهر درآمد و سپاهيان نيز به دنبالش درآمدند و بر شهر و هركه و چه در آن بود ، دست يافتند و ساطرون را در روى تختش كشتند . " ص 284 .